سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
.:: Your Adversing Here ::.

و کذالک نجزی المحسنین

 

         

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful
 

 

مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ (31)

به سویش توبه برید و از او پروا بدارید و نماز را برپا کنید و از مشرکان مباشید (31)

 (turning to him. and fear him, establish the prayer and do not be of the idolaters, (31  

 مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (32)

از کسانى که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى

بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند (32)

those who have divided their religion, and become sects,

 each rejoicing in what they have.(32

 من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا کل حزب بما لدیهم فرحون کلمه من برای بیان است ، و منظور از کسانی که دین خود را متفرق کردند ، مشرکین است ، در این جمله مشرکین را به خصوصی‏ترین صفاتی که در دین دارند معرفی نموده ، و آن این است که : در دین متفرقند ، و دسته دسته و حزب حزب هستند ، و هر حزب به دین خود خوشحال است ، و علت آن همان است که کمی قبل از این فرمود : بل اتبع الذین ظلموا اهواءهم فمن یهدی من اضل الله ، و ما لهم من ناصرین و بیان داشت که مشرکین اساس دینخود را بر هوی و هوس نهاده‏اند ، و خدا ایشان را هدایت نمی‏کند ، و هادی دیگری هم جز او نیست .

و معلوم است که هوای نفس همه مردم یک جور نیست ، بلکه به یک حالت هم ثابت نمی‏ماند ، بلکه به اختلاف احوال مختلف می‏شود ، و اگر چنین چیزی اساس دین باشد ، معلوم است که دین با سیر هواها و پابپای آن سیر می‏کند ، و با سقوط هواها و پستی آنها پست می‏گردد ، و در این اشکال هیچ فرقی بین دین حق و دین باطل نیست ، چون دین حق هم وقتی اساسش هوی باشد باطل است .

از اینجا معلوم می‏شود که نهی از تفرقه کلمه در دین ، در حقیقت نهی از این است که هوای را به جای عقل ، اساس دین قرار دهند ، و چه بسا احتمال داده شود که : آیه شریفه کلامی است از سر گرفته شده باشد ولی این احتمال با سیاق سازگار نیست .

در آیه شریفه از مشرکین به خاطر تفرقی که در کلمه و تشتتی که در دین دارند مذمت شده .

 

ترجمة المیزان ج : 16ص :274

منابع:

سایت پارس قرآن ، سایت اندیشه قم


مشاهده ادامه مطلب و کذالک نجزی المحسنین

هیچکس مرا به اندازه خداوند دوست ندارد!


مشاهده ادامه مطلب هیچکس مرا به اندازه خداوند دوست ندارد!

وکذلک نجزی المحسنین-هدایت

                           

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful 
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ (84)
و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را به راه راست درآوردیم و نوح را از پیش راه نمودیم و از نسل
او داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [هدایت کردیم] و این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم (84)

we gave him isaac and jacob and guided both; and we guided noah before them, among his descendants were david and solomon, job, joseph
,( moses and aaron as such, we recompense the gooddoers, (84

سوره 6: الأنعام-آیه 84
(Chapter 6: AL-ANAAM (CATTLE
بیان آیات

اتصال این آیات به آیات قبل واضح است ، و احتجاج به بیان ندارد ، پس در حقیقت این آیات تتمه داستان ابراهیم (علیه‏السلام‏) است .
گر چه این آیات متضمن منت بر آنجناب و بر انبیای دیگری که نام‏شان با او ذکر شده در نعمت نبوت است ، همچنانکه از ظاهر جمله و
وهبنا له اسحق و یعقوب و جمله و کذلک نجزی المحسنین و جمله و کلا فضلنا علی العالمین و غیر آن استفاده می‏شود ، و لیکن باید
 دانست که سیاق این آیات آنطوری که بعضیها پنداشته‏اند تنها سیاق منت نهادن در مساله نبوت نیست ، و نمی‏خواهد فقط این
نعمت را به رخ آنان بکشد .
بلکه در مقام بیان نعمت‏های بزرگ و بخششهای جمیل الهی نیز هست که داشتن توحید فطری و اهتداء به هدایت الهی به دنبال
 آن می‏آید ، بلکه موافق با غرض این سوره که همان بیان توحید فطری است همان معنای دوم است .
در سابق هم گفتیم که آوردن داستان ابراهیم (علیه‏السلام‏) در ضمن این سوره در حقیقت به منزله مثال زدن بر اصل مطلبی است
که سوره در صدد بیان آن است .
این آیات در عین اینکه سیاقش سیاق بیان توحید فطری است ، این معنا را نیز می‏رساند که عقیده به توحید در قرون گذشته در میان
 مردم محفوظ بوده ، و عنایت خاص الهی و هدایتش نگذاشته که این مطلب ، در یک جای از سلسله متصل بشریت بطور کلی از بین برود -
 به قول عوام حق و حقیقت باریک شدنی هست و لیکن قطع شدنی نیست - آری ، عنایتی که پروردگار متعال به دین خود دارد این دین را از
اینکه یکباره دستخوش هواهای شیطانی شیطان‏صفتان گردد و بکلی از بین رفته و در نتیجه غرض از خلقت عالم باطل شود حفظ فرموده
است .
ترجمة المیزان ج : 7ص :337
در تفسیر قمی از رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) روایت کرده که فرمود : بهترین هدایت‏ها ، هدایت انبیا است.
 

صد بار اگر توبه شکستی باز آی
باز آی بازآی هرآنچه هستی باز آی باز آی بازآی هرآنچه هستی باز آی
گر کافر وگبرو بت پرستی بازآی این درگه ما درگه نومیدی نیست

 

 منابع:
سایت پارس قرآن ، سایت اندیشه قم


مشاهده ادامه مطلب وکذلک نجزی المحسنین-هدایت